الشيخ حسين المظاهري
66
سير و سلوك؛ يقظه (بيدارى) (فارسى)
پس خدا بر همهجا و همهكس تسلّط دارد . بر دل انسانها نيز تسلّط وجودى دارد و هرچه در دل مىپرورانند ، مىداند . يار نزديكتر از من به من است * وين عجب بين كه من از وى دورم توجّه به اينكه همهجا محضر مقدّس حضرت ولىعصر « ارواحنافداه » است و همه در محضر ايشان هستند . « 1 » توجّه به اينكه تقويت ارتباط با امامزمان « ارواحنافداه » زمينهء بيدارى را فراهم مىكند . انسان بايد خود را در معرض عنايت امام زمان خويش قرار دهد ، بلكه با يك نظر ولائى بيدار شود و راه را بپيمايد . بُشر حافى در زمان امام موسى كاظم ( ع ) زندگى مىكرد . خانهء او محلّ تجمّع و رفت و آمد اراذل و اوباش بود . هميشه صداى لهو و لعب و موسيقى از بيرون خانه به گوش مىرسيد و مؤمنين را آزار مىداد . روزى امام هفتم ( ع ) در حال عبور از مقابل منزل او بودند . صداى موسيقى را شنيدند . اتّفاقاً همان موقع ، خدمتكار بشر حافى براى كارى به درب منزل آمد . حضرت موسى بن جعفر ( ع ) از فرصت استفاده كردند و پرسيدند : اين خانه متعلّق به آزاد است يا بنده ؟ گفت : آزاد است . فرمودند : آزاد است كه چنين مىكند و الّا اگر بندهء خدا بود ، خانهء او چنين نبود . همين جمله را فرمودند و رفتند . خدمتكار به داخل خانه برگشت و ماجرا را براى بُشر حافى شرح داد . فرمايش امام هفتم ( ع ) ، مانند جرقّهاى در وجود بُشر ، سراسر وجود او را مشتعل كرد . او را به مقامى رساند كه نه فقط از اولياءالله شد ، بلكه از او خرق عادت نقل كردهاند . بُشر حافى در اثر تذكّر امامزمان خويش بيدار شد و در راه افتاد و راه را ادامه داد تا به مقصد رسيد . « 2 » توجّه به اينكه انسان در حركت به سوى خداست ، منتهاى سير او خود خداوند است
--> ( 1 ) . التوبه / 105 : « قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون » ( 2 ) . منهاج الكرامة ، ص 19